۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

سپیده

گرسنه بود مرگ
پرسه می زد
پیرامون من و می خندید
سپید پوشیده بودم
مثل هیچ وقتی که دوست دارم باشم
نرم و سپید
مثل ابرهای عجول بهار روستایمان
بی قرار بود مرگ
سرش را می خاراند مرگ
دنبال بهانه بود مرگ
اما من
سپید پوشیده بودم

هیچ نظری موجود نیست: